22/03/86
«جاي خالي سلوچ» در خانه نمايش

خبرگزاري فارس: رمان «جاي خالي سلوچ» نوشته محمود دولتآبادي با دراماتورژي و كارگرداني «كتايون حسينزاده» با نام «چاه» در خانه نمايش به روي صحنه خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي اداره برنامههاي تئاتر و خانه نمايش «كتايون حسينزاده» كه نگارش نمايشنامههاي «قطار بعدي»، «شن»، «اتاق شماره 113»، «ساعت» و «بعد از انتظار» را در پرونده كاري خود دارد در مورد ايده دراماتورژي اين رمان گفت: در سالهاي نوجواني خود كه شاگرد داستاننويسي استان عزيزم «محمد رحيم اخوت» بودم، ايشان به من پيشنهاد دادند كه براي شناخت اين كه داستانهاي قوي و خوب چگونه نگارش ميشوند رمان «جاي خالي سلوچ» نوشته «محمود دولتآبادي» را بخوانم. حدود 14 سال داشتم كه اين رمان را خواندم.
وي در ادامه گفت: همان زمان بود كه تعلق خاطري به اين رمان پيدا كردم و تمامي آثار استاد «محمود دولتآبادي» را پيگيري كرده و خواندم. ولي هيچكدام تاثيري كه رمان «جاي خالي سلوچ» بر من گذاشت را نداشتند، به همين خاطر هميشه در ذهنم به اين موضوع فكر ميكردم كه دين و تعلق خاطر خود به داستان را ادا كنم. اين موقعيت براي اولين بار در فرهنگسراي نياوران به من دست داد تا با اجازه استاد «دولتآبادي» اين اثر را به صورت نمايشنامه خواني روي صحنه ببرم كه خوشبختانه ايشان بعد از ديدن كار اعلام كردند كه اين اولين بار بوده كه يكي از رمانهاي ايشان به صورت نمايشنامه در آ«ده و خيلي از اين كار راضي هستند و اضافه كردند كه غم رمان «جاي خالي سلوچ» براي تاتر خيلي زياد است. حال بعد از پيگيريهاي فراوان اين اثر را به براي اجراي عموم به روي صحنه خواهم برد.
مترجم نمايشنامههاي «قويتر»، «برتا سلام ميرساند»، «مردي در يك موقعيت» و «صداهاي نامفهوم» در رابه با شيوه دراماتورژي اين اثر با ذكر اين نكته كه هميشه در نظر داشته تا رمانهاي ايراني را به نمايشنامه تبديل كند گفت: به نظر من داستانهاي ايراني اكثرا قابليت تبديل به نمايشنامه را دارند اما «جاي خالي سلوچ» داستاني است كه بسيار تصويري بوده و به خاطر مهارت آقاي «دولت آبادي» در فضاسازي و ديالوگها راه براي دراماتيك كردن آن باز است. هرچند كار بسيار سخت و مانند راه رفتن روي لبه تيغ بود اما تمام سعي من بر اين بود كه علاوه بر اداي دين به اين داستان فوقالعاده، هويت و ردپايي از خود هم به جاي بگذارم در نتيجه بخشي از رمان اصلي را به طور مجزا استفاده كردم و حواشي آن را كم كردم تا بتوانم اين داستان را به صورت دراماتيك روي صحنه بياورم.
گفتني است كه نمايش «چاه» از بيستم خردادماه در خانه نمايش اداره تئاتر تهران به روي صحنه ميرود.
|
تهران:۱۴:۵۱ , ۱۳۸۶/۰۲/۲۴ پریزاد سیف در گفتگو با مهر: | |
|
نمایشنامهخوانی پیچیدهتر از اجرای صحنهای است | |
|
بازیگر نمایش "چاه" که سابقه روخوانی همین نمایشنامه را چند برنامه و جشنواره در کارنامه دارد، معتقد است نمایشنامهخوانی به سبب محدود بودن ابزار بازیگر پیچیدهتر از اجرای صحنهای است. | |
|
پریزاد سیف درباره نحوه انتخاب نمایش "چاه" و دلایل بازی خود در این نمایش به خبرنگار مهر گفت: "من و خانم کتایون حسینزاده از دوران دانشجویی با هم دوست و همکار بودیم و همین قضیه باعث شد گروه تئاتری "ماهسو" را با هم تأسیس کنیم. بعد از آن عوامل دیگر هم به این گروه اضافه شدند."
پریزاد سیف و کرامت رودساز در حال تمرین نمایش "چاه" وی در ادامه افزود: "سال 83 در فرهنگسرای نیاوران یک دوره نمایشنامهخوانی برگزار کردیم و در یکی از جلسات که قرار بود خود ما نیز کاری اجرا کنیم، خانم حسینزاده بر اساس رمان "جای خالی سلوچ" محمود دولتآبادی متنی برای نمایشنامهخوانی نوشت که من به همراه کرامت رودساز آن را اجرا کردیم. این کار در خانه تئاتر و خانه نمایش هم اجرا شد و سپس به فکر اجرای صحنهای "چاه" افتادیم." و اجرای نمایشنامهخوانی گفت: "نمایشنامهخوانی ویژگیهای خاص خود را دارد. در نمایشنامهخوانی قرار است بازیگرها قصهای را بگویند، با این تفاوت که ابزاری که یک بازیگر دارد نسبت به بازی صحنهای مانند حرکت، طراحی صحنه و گریم و موسیقی، محدود به میمیک صورت و بیان استوار است. به نظر من نمایشنامهخوانی پیچیدهتر و تا انتها وابسته به متن است." زندگی میکند. تجربه به من ثابت کرده تأثیر نمایشنامهخوانی در صورت اجرای درست روی تماشاگر بیشتر است. چون تماشاگر لحظات و موقعیتها و روابط موجود در متن نمایش را در ذهن خود متصور میشود و تخیل و فانتزی وی نقش بسزایی در جهت همذاتپنداری دارد. اما بازی صحنهای جذابتر، کاملتر و صحیحتر است، چرا که بازیگر میتواند از کلیه امکانات فیزیکی و حسی خود استفاده کند و دستش بازتر است." رمان و نمایشنامهنویس اعلام کرد و افزود: "در رمان "جای خالی سلوچ" هم دانای کل "مرگان" است و محمود دولتآبادی از دید روشنفکر ایرانی موضوعی را مورد صحبت قرار میدهد. کتایون حسینزاده هم راوی را نگه میدارد و مرگان در لحظات راویتگری دانای کل از بیرون ماجرا را میبیند. هر چند رنج میکشد و تماشاگر پا به پا با او همذاتپنداری میکند، ولی وی زنی است امروزی و آگاه به زمانه خود." نقشهایی دانست که دارای گرههای ذهنی هستند و حرفی برای گفتن دارند. وی تصریح کرد: "گریه کردن روی صحنه راحتترین کار است، ولی اینکه بازیگر بغضی در گلو داشته باشد و قبل از ترکیدن بغض آن را در خود فرو ببرد کار سختی است . ما در نمایش "چاه" هم سعی کردیم بیش از اینکه در زمان محدود دست بر احساسات رقیقه آدمها بگذاریم، دست روی احساسات درونی آدمها بگذاریم. بعضی جاها برخورد بدون تفکر و احساسی باعث لوث شدن ماجرا میشود." تماشاگرها گفت: "ما بیش از هر چیز ترسمان از این بود که برخورد تماشاگر با نمایشی که به زبان فارسی اجرا میشود چیست. برای اینکه قصه نمایش را دنبال کنند جملاتی کلیدی را به زبان آنها ترجمه کردیم و در نمایش گفتیم. این تجربه به من ثابت کرد تئاتر زبانی جهانی دارد و به همین خاطر رابطه برقرار میشود. واکنش منتقدان و تماشاگران خاص و عادی خوب بود و عجیب اینکه با دیالوگها ارتباط برقرار و تا انتها آن را دنبال کرده بودند." کاسبکارانه به تئاتر دانست و افزود: "ترجیح میدهم وقتی در آینده دورتر در مورد بازیهایی که انجام دادهام سؤالی از من میشود، از نام بردن بعضی از بازیها و شرکت در بعضی نمایشها احساس شرمندگی نکنم." است که همسرش به خاطر مشکلاتی که در روستای محل زندگیشان وجود داشته بیخبر کوچ کرده و او باید با مشکلات و اتفاقاتی که گریبانگیر خود و خانوادهاش میشود مقابله کند. کرامت رودساز دیگر بازیگر این نمایش است که موسیقی آن به صورت زنده توسط مجیدیان اجرا میشود. "چاه" چندی پیش در کشور ترکیه نیز اجرا شد و از نیمه دوم خردادماه در خانه نمایش اداره تئاتر روی صحنه میرود. |

